SMS

زن غضنفر گم میشه ، غضنفر همراه برادرش میره کلانتری گزارش بده. مامور مشخصات زنش رو ازش میپرسه ، غضنفر میگه : چشماش آبی بود ، خوش اندام و .... کلی از زنش تعریف میکنه. وقتی که داشتند از کلانتری خارج می شدند برادر غضنفر به غضنفر میگه : زن تو که این شکلی نبود که تعریف کردی! غضنفر میگه : حالا که میخوان پیدا کنن بزار یه خوشگلشو رو پیدا کنن!!

----------------------------------------------------

دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟
دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!

----------------------------------------------------

حیف نون داشته برای دوستانش تعریف می کرده: “رفته بودم جنگل، که ناگهان یه خرس بزرگ دنبالم گذاشت، من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد… من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد…”
دوستاش می گن: “حالا خوبه تا اینجا رسیدی خودت رو خراب نکردی!”
حیف نون می گه: “پس فکر کردید برای چی خرسه لیز می خورد؟

----------------------------------------------------

در یکی از روزهای نوروز عده ای به دیدن پدربزرگ رفته بودند. به همه شکلات تعارف کردند و یکی از بچه های کوچک به چشم نیامد و شکلات به او نرسید.
مادر بچه داشت به یاد مادر از دست رفته اش گریه می کرد که ناگهان بچه گریه کنان پیش مادرش آمد و گفت : مامان ، به شما هم شکلات نرسیده است؟

----------------------------------------------------

مشتری : آقا خواهش می کنم برای من یک خوراک جوجه بیاورید
پیشخدمت که تازه کار بود رفت و با یک بشقاب گندم برگشت!!!

----------------------------------------------------

دو دیوانه داشتند با هم صحبت می کردند . اولی گفت : می دونی برای شب جشنی که میخوان واسمون بگیرند ، من یک برنامه آکروبات خیلی جالب تهیه کردم ، از بالای یک نردبان شیرجه میرم تو یک بطری!
دیوونه دومی میگه : مگه دیوونه شدی؟ آدم با این بزرگی چه جوری میتونه تو بطری بره؟
دیوونه اولی میگه : همین جوری که نمیرم ، یه قیف میزارم سر بطری!!!

 

------------------------------------------

اگه گفتی شباهت معلم با دماسنج چیه؟
:
:
هر دوی آنها وقتی صفر را نشان می دهند ، آدم می لرزد.

----------------------------------

 

 

به یارو میگن دگرگونی یعنی چه ؟
میگه : یعنی این گونی نه یک گونی دیگه!!

************************

وزیر صنایع طی یک نشست خبری صبح فرد اعلام خواهد کرد:
ایران به زودی خودروی اسلامی می سازد ، که مشخصات این خودرو طبق استانداردهای ملی و اسلامی اینگونه خواهد بود :

هنگام حرکت صلوات می فرستد !
اگر سرعت از 80 بالاتر برود آیه الکرسی می خواند،
در صورت بروز حادثه ، فاتحه می خواند....

************************

دانشجوی پسر + دانشجوی پسر = انتظار برای رسیدن دو دانشجوی دیگر جهت بازی حکم!
دانشجوی دختر + دانشجوی پسر = عشق
دانشجوی دختر + دانشجوی دختر = غیبت از یک دانشجوی پسر

************************

یارو میره خواستگاری ، بعد که دختره رو میبینه ازش می پرسن: خوب چطوره؟ پسندیدی؟
میگه : اینجوری که نمیشه . یه محرمیتی چیزی بخونین ، درست و حسابی ببینمش. اونا رو محرم می کنن و یارو حسابی می بیندش. ازش می پرسن: خوب بالاخره پسندیدی؟
جواب میده : نه! دماغش خیلی بزرگه!

************************

مادر و بچه جلوی قفس میمونه ...
بچه : مامان این میمون شبیه عمه کبری است...
مادر : وای! عزیزم اگه به گوشش برسه خیلی ناراحت میشه ها.
بچه : مامان من خیلی یواش گفتم میمونه نشنید!

************************

یه دختر مسیحی میره پیش کشیش میگه : من هر دفعه از جلوی آینه رد میشم ، به خودم میگم چقدر خوشگلم ، آیا من گناه می کنم؟
کشیشه می گه : نه دخترم شما گناه نمی کنی ، اشتباه می کنی!

************************

یارو همش لباس مشکی می پوشیده دوستاش بهش میگن چرا همش مشکی می پوشی؟
میگه : آخه من ختم روزگارم!!!

************************

اصفهانیه بعد از 25 سال دوستش رو تو خیابون میبینه میگه : آقا عباس خودتی؟ اون یکی میگه : آره ، شما؟ جواب میده من فلانی ام! آقا موسی میگه : بعد از 25 سال تو از کجا شناختی منو؟ یارو میگه : قیافت که خیلی عوض شده ولی از رو کت و شلوارت شناختمت!!!

************************

 

دیوانه اولی: «من خواب دیدم رفته ام مسافرتدیوانه دومی: «من هم خواب دیدم که یک غذای خوشمزه خورده امدیوانه اولی: «تنهایی؟ پس چرا من را دعوت نکردی؟»دیوانه دومی: «می خواستم دعوتت کنم، ولی گفتند رفته ای مسافرت

حیف نون می ره ختم، ازش می پرسن شما؟ می گه من سایر بستگان هستم!

------------------------------------------------

 

ریزش موهای خود را به دست خدا بسپارید

 

/ 0 نظر / 4 بازدید